دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴
نظرات: ۰
۰
-
[علی‌اصغر شعردوست] خداحافظی با خطوط نجیب رفاقت

خبر کوتاه بود و سنگین؛ علی خسروی، هنرمند بی‌بدیل و رفیق سالیان دور و نزدیک، قلم بر زمین گذاشت و به دیدار معبود شتافت...

خبر کوتاه بود و سنگین؛ علی خسروی، هنرمند بی‌بدیل و رفیق سالیان دور و نزدیک، قلم بر زمین گذاشت و به دیدار معبود شتافت. برای من که بیش از سه دهه با او زیسته‌ام، علی خسروی تنها یک گرافیست و نقاش چیره‌دست نبود، بلکه انسانی زلال بود که هنر را با اخلاق و رفاقت را با معرفت پیوند زده بود.

او که از سرآمدان نسل درخشان طراحان گرافیک و تصویرسازان معاصر ایران به‌شمار می‌رفت، با نگاهی مدرن و در عین حال وفادار به اصالت‌های بومی، آثاری خلق کرد که بخشی از شناسنامه بصری فرهنگ ماست. از طراحی پوسترهای ماندگار سینمایی و تئاتر تا تصویرسازی‌های بدیع برای مطبوعات و کتاب‌های ادبی، همگی گواه ذوق سلیم و چیره‌دستی او در کار با «خط» بود.

نام او در کنار بزرگان گرافیک ایران، همواره تداعی‌گر سادگیِ باشکوه و ایجازِ هنرمندانه است؛ هنرمندی که شهرت را نه در هیاهو، بلکه در خلوتِ آتلیه و در میان سپیدی کاغذ و سیاهی قلم جست‌وجو می‌کرد.

آشنایی ما به سال‌های پرشور حضور در «انتشارات سروش» بازمی‌گردد؛ روزهایی که او در آتلیه گرافیک سروش با نگاه دقیق خود به کلمات جان می‌بخشید و بنده بعدها در کسوت مدیرعامل، شاهد بودم که چگونه هنر او هویت بصری بسیاری از آثار ماندگار این مرز و بوم را رقم زد. علی از معدود هنرمندانی بود که درک درستی از نسبت میان متن و تصویر داشت و همین درک والا، رابطه ما را از یک همکاری سازمانی به رفاقتی دیرین بدل کرد.

این پیوند در سال‌های بعد و در مسیر راه‌اندازی انتشارات «شهریاران» در کنار استاد اصغر مهرپرور، عمق بیشتری یافت. علی با همان سخاوت همیشگی‌اش، نشان و لوگوی انتشارات شهریاران را طراحی و به من هدیه کرد؛ طرحی که هر بار به آن می‌نگرم، امضای روح بلند او را در وقار آن می‌بینم.

او که با جادوی قلم به چهره‌ی بزرگان فرهنگ و هنر ایران جان می‌بخشید، مرا نیز با طراحی و هدیه‌ دادن پرتره‌ام به‌شدت شگفت‌زده و غافلگیر کرد. پرتره‌هایی که او تنها با حرکت قلم بر کاغذ خلق می‌کرد، فراتر از یک طرح ساده، بازنمایی روح شخصیت‌ها بود؛ گویی او با هر خط، در پی کشف حقیقتِ آدم‌ها بود.اما فراتر از هنر، آنچه یاد علی را در جان من سبز نگه می‌دارد، منش انسانی و صمیمیت‌های ریشه‌دار اوست.

یاد شب‌های عیدی می‌افتم که به رسم رفاقت، با آجیل و شیرینی تبریز به دیدارش می‌رفتم تا بهار را با هم آغاز کنیم. هنوز طعم آن گفت‌وگوهای زلال در کامم باقی است. همین یکی دو سال پیش بود که در یکی از این دیدارهای صمیمانه، بنده به همراه فرزند و نوه‌ام به دیدار ایشان رفتیم تا پیوند این دوستیِ سی‌ساله را در حضور نسل‌های بعدی تجدید کنیم.

تماشای آن لحظات و احترامی که او همواره نثار دوستانش می‌کرد، از عزیزترین خاطرات من است و هرگز گمان نمی‌بردم که آن لبخندها، آخرین تصاویرِ ثبت‌شده در دفتر رفاقت حضوری ما باشد.

امروز جای او خالی است، اما علی خسروی در لابلای خطوط لوگوها، در نگاه نافذ پرتره‌های مشاهیر و در حافظه‌ی بصری هنر ایران زنده است. هنرمند با آثارش تکثیر می‌شود و علی اکنون در جانِ تمام طرح‌هایی که با عشق رقم زد، جاری است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی